معرفی فلاسفه آيريس مرداك

بوک شهر

1403/1/18

6 بازدید

58907890453

آيريس مرداك

1999- 1909 ¡ انگليسي - ايرلندي

جين آيريس مِرداك يك رمان‌نويس مشهور و يك فيلسوف بود. مدل خاص فلسفه‌ي اخلاقي او بر متفكران معاصرش و نسل بعد از او تأثير گذاشته و اهميت ايده‌هاي او روز به روز بيشتر شده است.

به عنوان تنها فرزند خانواده در سال ۱۹۰۹ از والدینی ایرلندی در یکی از مناطق حومه‌ی دوبلین به دنیا آمد. پدرش کارمند دولت بود و مدت کوتاهی پس از به دنیا آمدن آیریس، خانواده را به لندن منتقل کرد. به همین دلیل، آيریس را انگلیسی - ایرلندی محسوب می‌کنند.

پس از فارغ‌التحصیل شدن از آکسفورد در سال ۱۹۴۲ با بالاترین درجه‌ی افتخار در رشته‌ی آثار کلاسیک، برای مدت دو سال در وزارت دارایی در لندن کار کرد و سپس به مدت دو سال دیگر به سازمان امداد و توانبخشی ملل متحد پیوست (این سازمان بعدها منحل و با طرح مارشال و نهادهای دیگری مثل کمیساریای عالی پناهندگان و سازمان جهانی بهداشت جایگزین شد). حین کار با پناهندگان در بلژیک، با ژان پل سارتر ملاقات کرد و از رویه‌ی او در تلفیق فلسفه و رمان الهام گرفت.

پس از یک سال تحصیلات تکمیلی در کمبریج، این بار به عنوان عضو (هیأت علمی) کالج «سنت آن» به آکسفورد برگشت و تا سال ۱۹۶۳ در همین کالج به تدریس فلسفه پرداخت. او در روابط جنسی (گاهی بیش از حد) به خودش آزادی عمل داده بود.

اولین اثر فلسفی چاپ شده توسط مرداک، نقدی بر اگزیستانسیالیسم با نام «سارتر: خردگرای رمانتیک» (۱۹۵۳) بود.

اگزیستانسیالیسم با تأکیدی که بر اراده‌ی آزاد و انتخاب‌های فردی داشت، برای مرداک جذاب بود ولی او احساس می‌کرد که نقش عشق و خیر در اين میان نادیده گرفته شده است. یک سال بعد رمانش را با عنوان «زیر تور» منتشر کرد. او یک نویسنده‌ی پرکار بود و در چهار دهه‌ی بعدی عمرش تقریباً هر دو سال یک کتاب چاپ کرد.

آثار داستانی

رمان‌های مرداک حاوی طرح‌های داستانی متنوعی از کمیک تا ملودرام و از شهوانی تا گروتسک هستند. او در این رمان‌ها به بررسی موضوعاتی از قبیل عشق، نوع‌دوستی، گناه و آنچه خیر تلقی می‌شود، پرداخته است. مرداک به عنوان یک فیلسوف به نحوه‌ی نشأت گرفتن این موضوعات از زندگی درونی افراد علاقه داشته و انسجام و اختصاصی بودنِ روایت برای او راهی به سوی کندوکاو در ایده‌هایش بوده است. او در سال ۱۹۵۶ با جان بِیلی ازدواج کرد.

مسير فلسفی

هفت سال پس از ترک تدریس، کتاب « قلمرو خیر» (۱۹۷۰) را منتشر کرد که حاوی سه جستار علیه دو مکتب فکری رایج در آن زمان بود: فلسفه‌ی تحلیلی و اگزیستانسیالیسم. او با تأثیر پذیرفتن از سیمون وِی و افلاطون، به بررسی پدیده‌ای پرداخت که نامش را «اگوی چاق سنگدل» گذاشت و آن را منشأ بی‌تفاوتی اخلاقی دانست. او توجه خود را به این امر معطوف کرد که چطور می‌توان انسان‌ها را از لحاظ اخلاقی ارتقا بخشید؛ و در این زمینه از مفهوم افلاطونیِ «مثال خیر» به عنوان روشی مؤثر برای «تربیت روز افزون فضیلت‌ها» کمک گرفت.

او تا دو سال پیش از مرگش در آکسفورد به علت بیماری آلزایمر (در فوریه‌ی سال ۱۹۹۹ در سن ۷۹ سالگی)، هنوز به نوشتن ادامه می‌داد.

 

Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating Star Rating

دیدگاه خود را بنویسید